شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۲۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی لعل لبت وصف شکر می‌نتوان کردبی عکس رخت فهم قمر می‌نتوان کرد
۲
چون صدقه ستانی است شکر لعل لبت راوصف لب لعلت به شکر می‌نتوان کرد
۳
مویی ز میان تو نشان می‌نتوان دادصفری ز دهان تو خبر می‌نتوان کرد
۴
برگ گلت آزرده شود از نظر تیززان در رخ تو تیز نظر می‌نتوان کرد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth