شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۲۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون باد صبا سوی چمن تاختن آوردگویی به غنیمت همه مشک ختن آورد
۲
زان تاختنش یوسف دل گر نشد افگارپس از چه سبب غرقه به خون پیرهن آورد
۳
اشکال بدایع همه در پردهٔ رشکندزین شکل که از پرده برون یاسمن آورد
۴
هرگز ز گل و مشک نیفتاد به صحرازین بوی که از نافه به صحرا سمن آورد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth