شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۲۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زین دم عیسی که هر ساعت سحر می‌آوردعالمی بر خفته سر از خاک بر می‌آورد
۲
هر زمان ابر از هوا نزلی دگر می‌افکندهر نفس باغ از صبا زیبی دگر می‌آورد
۳
ابر تر دامن برای خشک مغزان چمناز بهشت عدن مروارید تر می‌آورد
۴
هر کجا در زیر خاک تیره گنجی روشن استدست ابرش پای کوبان باز بر می‌آورد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth