خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۲۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زندهٔ عشق تو آب زندگانی کی خوردعاشق رویت غم جان و جوانی کی خورد
۲
هر که خورد از جام دولت درد دردت قطرهایتا که جان دارد شراب شادمانی کی خورد
۳
جان چو باقی شد ز خورشید جمالت تا ابدذرهای اندوه این زندان فانی کی خورد
۴
گر فصیح عالمی باشد به پیش عشق توتا نه لال آید زلال جاودانی کی خورد
صفحهٔ ۱ از ۲