خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۲۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون زلف بیقرارش بر رخ قرار گیرداز رشک روی مه را در صد نگار گیرد
۲
از بس که حلقه بینی در زلف مشکبارشصد دست باید آنجا تا در شمار گیرد
۳
گر زاهدی ببیند میگونی لب اوتا روز رستخیزش زان می خمار گیرد
۴
گر ماه لاله گونش تابد به نرگس و گلگلزار پای تا سر از رشک خار گیرد
صفحهٔ ۱ از ۳