خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۲۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو به خنده لب گشایی دو جهان شکر بگیردبه نظارهٔ جمالت همه تن شکر بگیرد
۲
قدری ز نور رویت به دو عالم ار در افتدهمه عرصههای عالم به همان قدر بگیرد
۳
چو در آرزوی رویت نفسی ز دل برآرمز دم فسردهٔ من نفس سحر بگیرد
۴
چه غم ره است این خود که دلم دمی درین رهنه غمی دگر گزیند نه رهی دگر بگیرد
صفحهٔ ۱ از ۲