شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۲۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا دل لایعقلم دیوانه شددر جهان عشق تو افسانه شد
۲
آشنایی یافت با سودای تووز همه کار جهان بیگانه شد
۳
پیش شمع روی چون خورشید توصد هزاران جان و دل پروانه شد
۴
مرغ عقل و جان اسیر دام توهمچو آدم از پی یک دانه شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth