شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۲۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه دانستم که این دریای بی‌پایان چنین باشد؟بخارش آسمان گردد، کف دریا زمین باشد
۲
لب دریا همه کفر است و دریا جمله دین‌داریولیکن گوهر دریا ورای کفر و دین باشد
۳
اگر آن گوهر و دریا به هم هر دو به دست آریتو را آن باشد و این هم ولی نه آن نه این باشد
۴
یقین می‌دان که هم هر دو بود هم هیچ یک نبوَدیقین نبوَد، گمان باشد، گمان نبوَد، یقین باشد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth