شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۲۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو ترک سیم برم صبحدم ز خواب درآمدمرا ز خواب برانگیخت و با شراب درآمد
۲
به صد شتاب برون رفت عقل جامه به دندانچو دید دیده که آن بت به صد شتاب درآمد
۳
چو زلف او دل پر تاب من ببرد به غارتز زلف او به دل من هزار تاب درآمد
۴
خراب گشتم و بیخود اگر چه باده نخوردمچو ترک من ز سر بیخودی خراب درآمد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth