خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رحمی بکن آخر به من خسته خدا رااز حد مبر آخر به دلم جور و جفا را
۲
زین بیش نماندهست مرا طاقت هجرانآخر نظری کن به من از لطف، خدا را
۳
یک شب ز سر لطف، تو بر وعده وفا کنزین بیش میازار دل خستهٔ ما را
۴
از بس که جفا بر من بیچاره پسندیبر بنده ببخشود ز جورت دل خارا
صفحهٔ ۱ از ۲