خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بسیار بگفتم دل دیوانهٔ خود راپندم نکند گوش زهی خیرهٔ خود را
۲
روی تو همی خواهم و خوبست مرا رأیتدبیر ندارم چه کنم طالع بد را
۳
فریاد ز دست دل خودرأی بلاکشالحق که به جانم شده دشمن دل خَود را
۴
مست است مدام از قدح شوق تو جانمبر مست ملامت نرسد اهل خرد را
صفحهٔ ۱ از ۳