شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیده در آب روان و لب کشتست مرابا رخ دوست جهان باغ بهشتست مرا
۲
ترک جوی و لب دلجوی نمی‌یارم گفتچه توان کرد چو این طبع و سرشتست مرا
۳
سرگذشتم ز غمت دوش ندانی که چه بودآب چشم از سرم ای دوست گذشته‌ست مرا
۴
مژه بر هم نتوانم زدن اندر شب هجرکه وصال تو در این دیده نشسته‌ست مرا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth