شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۲۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه قدر وصال تو هر مختصری داندنه قیمت عشق تو هر بی خبری داند
۲
هر عاشق سرگردان کز عشق تو جان بدهداو قیمت عشق تو آخر قدری داند
۳
آن لحظه که پروانه در پرتو شمع افتدکفر است اگر خود را بالی و پری داند
۴
سگ به ز کسی باشد کو پیش سگ کویتدل را محلی بیند جان را خطری داند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth