شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن سرو که می‌رود چنین راستیارب ز کدام چشمه برخاست
۲
از آب دو چشم ما برآمدزان میل دلش همه سوی ماست
۳
قدّیست به اعتدال دلکشکان عین بلاست آن نه بالاست
۴
گویند قدش به سرو ماندگویم که کرا مجال و یاراست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth