شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۲۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون تتق از روی آن شمع جهان برداشتندهمچو پروانه جهانی دل ز جان برداشتند
۲
چهره‌ای دیدند جانبازان که جان درباختندبهره‌ای گویی ز عمر جاودان برداشتند
۳
چون سبک‌روحی او دیدند مخموران عشقسر به سر بر روی او رطل گران برداشتند
۴
جمله رویا روی و پشتا پشت و همدرد آمدندنعره و فریاد از هفت آسمان برداشتند
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth