شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۲۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون سیمبران روی به گلزار نهادندگل را ز رخ چون گل خود ، خوار نهادند
۲
تا با رخ چون گل بگذشتند به گلزارنار از رخ گل در دل گلنار نهادند
۳
در کار شدند و می چون زنگ کشیدندپس عاشق دلسوخته را کار نهادند
۴
تلخی ز می لعل ببردند که می راتنگی ز لب لعل شکربار نهادند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth