شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
درد دل دارم همانا وصل او درمان ماستوز دو لعل آبدارش آتشی در جان ماست
۲
آنکه بر حالم نسوزد آن دل بی رحم تستوآنکه با سر می‌نیاید محنت هجران ماست
۳
با طبیب درد ما گوی ای نسیم صبحدمآنکه نپذیرد علاجی درد بی درمان ماست
۴
گو بیا بر دیدهٔ من جای کن تا گویمتاین قد چون نارون سرو سرابستان ماست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth