خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۳۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشقانی کز نسیم دوست جان میپرورندجمله وقت سوختن چون عود اندر مجمرند
۲
فارغند از عالم و از کار عالم روز و شبوالهٔ راهی شگرف و غرق بحری منکرند
۳
هر که در عالم دویی میبیند آن از احولی استزانکه ایشان در دو عالم جز یکی را ننگرند
۴
گر صفتشان برگشاید پردهٔ صورت ز رویاز ثری تا عرش اندر زیر گامی بسپرند
صفحهٔ ۱ از ۳