شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن سروناز بین که چه خوش راست قامتستچون بگذرد به باغ ز قدّش قیامت است
۲
هرکس که صبحدم نظری کرد بر قدشتحقیق شد که عاقبتش بر سلامت است
۳
چون بگذری به ناز به بستان سرای دلسرو از میان جان به چمن در قیامت است
۴
عمریست تا که این دل مسکین مستمنداز شدّت فراق تو اندر ملامت است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth