شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فریاد و درد ما ز غمت بی نهایتستجور و جفات بر دل تنگم به غایتست
۲
چشمت بریخت خون دلم را به تیغ هجردادم ز وصل ده که نه وقت حمایتست
۳
مشتاق وصل تو من و از من تویی ملولآخر ز دل به دل نه تو گفتی سرایتست
۴
گویند دل به دل بودش راه و هیچ نیستگویی که این سخن به سبیل حکایتست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth