خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شوقم به روی دلبر خود بی نهایتستزان رو که حسن روی بت من به غایتست
۲
با من خطاب کرد که عاشق ترا که گفتدانم خطاب وی که ز روی عنایتست
۳
گویند شمع نیست به مجلس چه میکنیمهر رخ چو ماه نگارم کفایتست
۴
گر همچو سرو ناز خرامی میان باغسرهای ما فدا شده در خاک پایتست
صفحهٔ ۱ از ۳