خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بختم دو دیده بر سر زلفین یار بستوز غصّهٔ زمانه غدّار دون برست
۲
تا چهرهٔ جمال تو در پیش دل گشادنقشی بجز خیال تواَم دیده برنبست
۳
باری خلیل خاطر ما هر صور که دیدجز صورت خیال تو در یکدگر شکست
۴
از پا درآمدم ز غم هجر او و هیچنگرفت یک شبم ز سر لطف یار دست
صفحهٔ ۱ از ۲