خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوشم گرفت از سر مستی نگار دستگفتم مدار زحمت و از من بدار دست
۲
گفتا چرا ملول شدی از گرفت منگفتم از این سبب که ندارم به یار دست
۳
عهدی کنیم تازه که در عهد عشق اوگر بر سرم زند ز غمش روزگار دست
۴
من سر نپیچم از غم عشقش به هیچ رویگر گیردم ز روی تلطّف نگار دست
صفحهٔ ۱ از ۳