شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو شوق روی تو بِربودم اختیار از دستبرفت چون سر زلف تواَم قرار از دست
۲
به دست بود مرا دامن نگار دریغکه برد چرخ جفا پیشه‌ام نگار از دست
۳
گرت رسد به گریبان دوستان دستیبگیر دامن یاران خود مدار از دست
۴
اگر به دست تو افتد شبی سر زلفشمده دو زلف پریشانش زینهار از دست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth