شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم وصال تو را از جهان طلب کارستچرا که در غم هجران به کام اغیارست
۲
دو دیدهٔ دل خود را به هم نیارم زدکه از فراق رخت تا به روز بیدارست
۳
نباشدم دل خرّم چرا نمی‌دانممگر که خرّمی و عیش جمله با یارست
۴
وصال یار که بودی همیشه پندارمهزار بار به دلبر مرا ز پندارست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth