خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از زلف خودم بویی بر دست صبا بفرستکشتی به جفا ما را بویی ز وفا بفرست
۲
چون روز و شبم ساکن در کوی غمت جانااز کوی وصال خود هم بخش گدا بفرست
۳
جانا چو زکات حسن بر مستحقست واجبمن مستحقم باری بی روی و ریا بفرست
۴
گفتم به وصال خود دریاب دمی ما راگفتا که جهان و جان زودم به نوا بفرست
صفحهٔ ۱ از ۳