شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۳۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل ز میان جان و دل قصد هوات می‌کندجان به امید وصل تو عزم وفات می‌کند
۲
گرچه ندید جان و دل از تو وفا به هیچ رویبر سر صد هزار غم یاد جفات می‌کند
۳
می‌نکند به صد قران ترک کلاه‌دار چرخآنچه میان عاشقان بند قبات می‌کند
۴
خسرو یک سواره را بر رخ نطع نیلگونلعل تو طرح می‌نهد روی تو مات می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth