شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بُستان و ماهتاب و لب آب بس خوشستبر بانگ بلبلان، سحری خواب بس خوشست
۲
خون دلم چو چشم دلارام پُر ز جوشاز لعل دوست شربت عنّاب بس خوشست
۳
در تاب رفت زلف تو از آتش رُخَتوآن زلف دلفریب تو پُر تاب بس خوشست
۴
از روشنی روی تو مهتاب خون گرفتدر ظلمت دو زلف تو مهتاب بس خوشست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth