خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگارینا تو را با ما اگر صلحست و گر جنگستنمیدانم دل سختت ز پولادست یا سنگست
۲
بیا کاندر غم هجران به جان آمد دل تنگمفضای عالمی بی تو، تو دانی بر دلم تنگست
۳
دل من لاله و نسرین گل و سرو چمن بارینخواهد در سرابستان اگر بویست و گر رنگست
۴
مرا از آتش عشقت ز دیده آب میبارمبه خاک ره نشینم خوش ولیکن باد در چنگست
صفحهٔ ۱ از ۲