شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۲۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیده‌ام در رخ جان پرور تو حیرانستزآنکه حسن رخت امروز دو صد چندانست
۲
خستهٔ روز فراقت شده‌ام مسکین منکه بیا لعل شکرخای تواَش درمانست
۳
صبح وصل تو ندیدیم و بشد عمر در آنمگر ای دوست شب هجر تو بی پایانست
۴
دیدهٔ بخت من غمزدهٔ شوریدهسالها تا ز غم عشق رُخت گریانست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth