خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۲۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا که آتش عشقم ز هجر در جانستبیا که درد دلم را وصال درمانست
۲
صبا برو بر دلبر سلام من برسانبگو بیا که جهان از غم تو ویرانست
۳
وفا بریدی و عهدم به باد بردادیطریق عهد شکستن نه کار مردانست
۴
دلا توقّع یاری مدار ازین دورانکه نام عهد نباشد چه جای پیمانست
صفحهٔ ۱ از ۲