خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۲۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن روی نگویند مگر صورت جانستو آن چشم نگویند مگر قوت روانست
۲
وآن زلف نباشد مگر آن عنبر سار استو آن لب نتوان گفت که از دیده نهانست
۳
تشبیه به مه روی تو را چون بتوان کردوآن قدّ دلارای مگر سرو روانست
۴
آنی تو سراسر که همه مایهٔ لطفیدر جان من این آتش عشق تو از آنست
صفحهٔ ۱ از ۳