خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۲۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دردم او دادهست و درمانم از اوستچارهٔ دردم که جوید غیر دوست
۲
گر کند با من جفا آن بی وفابد نباشد هر چه زو آید نکوست
۳
تا توانایی بود جورش به جانمیکشم زو گرچه یاری تندخوست
۴
حال جان پرسیدم از دل عقل گفتاز که میپرسی که سرگردان چو گوست
صفحهٔ ۱ از ۳