شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۲۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل من در خم چوگان دو زلفش چون گوستکه کند چارهٔ درد دل ما را جز دوست
۲
رود خون می‌رود از دیدهٔ من در غم اودل سنگین نگارم مگر از آهن و روست
۳
نام و ننگ و دل و دین در سر کارت کردمدوستان عیب کنندم که فلانی بدخوست
۴
بنشین عمر گرانمایه مکن صرف غمشجه کنم جان من و عشق فلان سنگ و سبوست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth