خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۲۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مقصود جهان از دو جهان وصل نگاریستورنی به جهانم بجز این کار چه کاریست
۲
بازآی که روشن شودم دیده به رویتکز هجر تو بر مردمک دیده غباریست
۳
ای دوست مپندار که ما را شب هجرانبی روی دلارای تو خوابی و قراریست
۴
بی مار میسّر نشود گنج و ز گلزاردیدی تو گلی تازه که بی صحبت خاریست
صفحهٔ ۱ از ۲