خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۲۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما را غمی چو شدّت هجران یار نیستوینم بتر که غیر غمم غمگسار نیست
۲
گفتم مگر نگار غم حال ما خوردبوی وفا و مهر در این روزگار نیست
۳
گفتی شبی به کلبه احزان گذر کنمبازآ که در جهان بتر از انتظار نیست
۴
گفتم خمار بشکنم اندر سحر به میخوشتر ز شربت لب تو در خمار نیست
صفحهٔ ۱ از ۳