خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۳۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چرا به سوی من خستهات نگاهی نیستکه جز در تو مرا در جهان پناهی نیست
۲
مکن جفا و بده داد بی دلان کامروزبه ملک هر دو جهان چون تو پادشاهی نیست
۳
ستم مدار روا بر من غریب حزینکه جز وفای تو ای جان مرا گناهی نیست
۴
شب وصال نمایم که در غم هجرانقرین ما بجز از نالهای و آهی نیست
صفحهٔ ۱ از ۲