خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۳۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل دیوانهٔ من در غم تو شیداییستدیده در کوی خیال تو جهان پیماییست
۲
دل ربودی و به جان نیز طمع میداریراستی با تو چه گوییم که خوش یغماییست
۳
دل من در خم گیسوت گرفتار شدهستمگرش با سر و زلف تو دگر سوداییست
۴
لعل دلجوی تو را حلقه به گوشیست مگرسنبل زلف تو را مشک سیه لالاییست
صفحهٔ ۱ از ۳