شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۳۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا از بر من آن صنم گل عذار رفتچون زلف بی قرار وی [از] من قرار رفت
۲
مستغرقم به بحر غم اندر فراق توزان رو که‌م از دو دیده بت غمگسار رفت
۳
دیگر به سرو و گل نکنم التفات هیچچون سرو نازم از طرف جویبار رفت
۴
پایم بماند در گل حسرت چو سرو نازدر بر نیامد او و ز دستم نگار رفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth