شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۳۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آیینهٔ جمال تو از آه من گرفتیا ناله‌های زار سحرگاه من گرفت
۲
ماهم جواب داد که معهود در جهاناینست بی راه دلت ماه من گرفت
۳
با این گرفتگی که تو بینی رخ مراخور روشنی ز پرتو درگاه من گرفت
۴
رفتم که پای مرکب عالی ببوسمشاشکم به رو دوید و سر راه من گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth