شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۴۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جهان را با غم رویت خَوش افتادز رخسارت دلم در آتش افتاد
۲
چرا آن قامت زیبایش از مابنامیزد چو سروی سرکش افتاد
۳
نظر در بوستان بر سرو کردممرا با سرو قدّش بس خوش افتاد
۴
دل مسکین ما را در فراقتز خوان وصل تو غم بخشش افتاد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth