خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۴۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همی خواهم که آیی در برم شادکه تا باشم زمانی از تو دلشاد
۲
اگر کامم ز لعلت برنیایدکنم پیش جهانبان از تو فریاد
۳
که دل بربود از ما چشم مستشبدادم عاقبت چون زلف بر باد
۴
ز یاد او دمی خالی نشد جاننکرد آن بی وفا یک دم مرا یاد
صفحهٔ ۱ از ۳