خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۴۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوای درد دوری صبر داردکسی کاو عشق ورزد صبر کارد
۲
اگرچه عشق و صبر از هم بود دورز دیده عاشقی گر خون ببارد
۳
به بادی کز سر کوی تو خیزددلم در خاک راهش جان سپارد
۴
به پای آن کنم جان را که هرگزسرش سودای عشق ما ندارد
صفحهٔ ۱ از ۲