شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۴۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم ز درد غم عشق جان نخواهد بردگمان هستی این ناتوان نخواهد برد
۲
اگر ز جور تو جانم به لب رسد جانابجز درِ تو به جایی فغان نخواهد برد
۳
بیا که وقت گلست و به بوستان بَرَمتکه کس گلی به در بوستان نخواهد برد
۴
دلم به قامت شمشاد تو چنان مایلکه نام قامت سرو روان نخواهد برد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth