خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۴۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبهاست کز خیال تو خوابم نمیبردشب نیست کآتش غمت آبم نمیبرد
۲
روزی ز خال و عارض مهوش، نگار ماممکن نشد که طاقت و تابم نمیبرد
۳
یک دم نمیرود که مرا شحنهٔ خیالاز کوچهٔ تو مست و خرابم نمیبرد
۴
ما را به غیر درگه او نیست ملجاییدر خلوت وفا ز چه بابم نمیبرد
صفحهٔ ۱ از ۲