خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۴۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بامدادان که سر از خواب گران برگیردچشم مخمور بتم شیوهٔ دیگر گیرد
۲
هرکه لب بر لب جان بخش تو ساید به صبوحهیچ شک نیست که او زندگی از سر گیرد
۳
رخ چون سیم من خسته جگر ای دل و دیندیده هر شب ز غم عشق تو در زر گیرد
۴
سخنی هست مرا راست چو قد خوش یارپیش آن سرو سمنبوی اگر درگیرد
صفحهٔ ۱ از ۲