شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۵۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در فراق رخ یارم رگ جان می‌سوزدبی تکلّف ز غمش جمله جهان می‌سوزد
۲
خواستم شرح غم عشق تو دادن لیکنزآتش دل نتوانم که زبان می‌سوزد
۳
همچو گل خنده زنی صبحدمی بر حالممن چو شمعم همه شب رشتهٔ جان می‌سوزد
۴
پیش شمع رخ خوب تو چنان پروانهبی تکلّف به سر مهر روان می‌سوزد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth