خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۵۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این دیدهٔ نم دیده بی روی تو خون ریزدطوفان ز غم عشقت هر لحظه برانگیزد
۲
هر باد که برخیزد در صبحدم از کویشمهر رخ آن مه را با خاک من آمیزد
۳
هر حلقه که بگشایی از زلف پریشانتبینی تو بسی دلها کز حلقه درآویزد
۴
با لطف گل سوری در گلشن جان افروزچون روی تو را بیند در حال فرو ریزد
صفحهٔ ۱ از ۲