شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۵۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا مرا طاقت هجران و توانم باشدنکنم ترک غمت تا دل و جانم باشد
۲
تا شدی دور مرا از نظر ای نور دو چشمدایماً خون دل از دیده روانم باشد
۳
طوبی و نارون از پای درآیند ز رشکدر لب جوی که آن سرو روانم باشد
۴
گفته بودی که شبی داد ز وصلت بدهمگر دهی نیز کجا طالع آنم باشد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth