خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۵۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا به کی در دل من درد تو پنهان باشدتا کیاَم آتش سودای تو در جان باشد
۲
درد ما به نکند هیچ مداوای طبیبزآنکه او را لب جان بخش تو درمان باشد
۳
مشکل اینست که بی روی تو نتوانم زیستچارهٔ درد دلم پیش تو آسان باشد
۴
من بیچاره ندارم به جهان جز تو کسیلیک چون بنده تو را بنده فراوان باشد
صفحهٔ ۱ از ۲